تبلیغات
❤روز شمارے برایِ وصالِ تو❤ - دق نوشته
دق نوشته
هم طولانیه هم غم دار
نمیخوام حال ِ کسی گرفته شه
هرکس نخواست نخونه 
الان نصفه شبه!دو و چهلُ هشت دیقه شب که من این پستُ به عبارتی این دِق نوشته رو دارم مینویسم
منی که از بس گریه کردم سردرد گرفتمُ از سردردُ فکرُ خیال نمیتونم بخوابم،نمیدونم شایدم دوست دارم بخوابمُ دیگه بیدار نشم
خدایا؟اینه سهمِ من از دنیات؟که عشقم بیاد از مردن بگه؟مجتبام خودِ زندگیمه،خودِ خودِ زندگیم،همه ی دلخوشیم تو دنیا،صداش مرحمِ دلمِ،خودش آرامشِ دلمِ،خودت میدونی
حتی اگه از بیشتراز یه هفته،همُ نبینیم،و فقط در شبانه روز دو تا پیام بده،دل خوشم به این که دارمش،به این که به عشقش نفس میکشم،به این که اگه زندگیم شکستس،اگه آرامش ندارم،به جاش مجتبامُ عشقمُ دارم
امشب وقتی از مغازه اومدُ پیام داد،از دستش دلخور بودم،ازاینکه چرا همش درگیرِ کارِ،چرا سرش شلوغه،بهش گفتم چه عجب یادِ ما کردی،گفت من شرمندت هستم تو بیشتر ازاین باحرفات شرمندم نکن

»فاطمه؟ازم خسته شدی بگو
+الان حقته یه چیز بهت بگم،من ازتوهیچ وقت خسته نمیشم فهمیدی؟
»عکس پروفایلتو نگا
+مگه چشه؟(عکس پروفایلم عکس عروسی بود)
»نمیتونم به این زودی به آرزوت برسونمت،ناراحتم همش فاطمه
+براچی ناراحتی؟؟
»خانوادم،
نمیشناسیشون
+من که نباید بشناسمشون،تومیشناسیشون
»امشب قلبم دوباره درد گرفت بعدمدت ها،من بیوفتم بمیرم چی
+ببند دهنتــــــــــو،این چرتا چیه میگی هان
»ناراحتم برای تو برای خودم
+این همه هستن مریضی قلبی دارن،به خدا سن زیر بیست سال نوشته بودن مااین مریضی رو داریم
باش
»یه قولی بهم میدی؟اگر یه موقع خواستگار خوب برات اومد رد نکن،زندگی من دستِ خودم نیس  
+من غلط بکنم،چیش دست خودت نیس؟
»آیندم،زنده بودنم یا نبودنم
ازش پرسیدم چیشده میگه جونه خودم هیچی،و ایناییُ که گفتُ و من مردم،بعدش تا اومدم بگم دروغ نگو دیدم اینترنتش خاموشه و پیامم نمیره،زنگم زدم جواب نداد،شایدم خوابیده که جواب نداده
لامصب نفسم به نفسات بستس،از جونمَم برات مایه میذارم،اونوقت تواینجور میگی،
محرمُ صفر بود،جلوی ِ دسته ِ امام حسین با چشای پر ازاشک ازش خواستم که بهت برسم،که بهم برسیم،گفتم من همه جوره پاش هستم فقط کمکمون کن حسین جان،اون شب امید گرفتم،خدایا؟؟اون دعاهایی که کردم برا وصال بود نه برا جدایی،دروغِ که میگن جدایی ادمو نمیکشه،چراجدایی  یعنی مرگ من،همه میگن هرچی خدابخواد همون میشه،خدایا تو یعنی میخوای نابودشم؟میخوای بمیرم؟خداجونم نخوا که نابودشم،مگه نمیگی حسین یکی یدونتِ؟به همون امام حسین قسمت میدم ازعشقم جدام نکن،یا امام حسین کمکمون کن
مجتبام افتادگی دریچه میترال داره،بیشترِ مردم دارن این مریضیُ،ولی  نمیدونم امشب چرااینجوری شد
چه شبِ تاری بود،چه شبِ سیاهی،صدای گریه و هق هقم تو کلِ خونه پیچیده بود،به معنای واقعی مُردم تو‌ خودم امشب،خیلی میترسم خیلی
یا امام حسین تو رو به  رقیه یِ سه سالت حاجَتَمُ بده
تو دعاهاتون دعام کنید،خیلی خیلی محتاجم



[ پنجشنبه 15 بهمن 1394 ] [ 03:54 ] [ فاطمـﮧ یِ مُـجـتـبـاشツ ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب
نمایش نظرات 1 تا 30